هرکدام ما در زندگی فراز و نشیب‌های زیادی را تجربه کرده‌ایم و منم در جستجوی مسیر خوشبختی خود فراز و نشیب های زیادی را تجربه کردم و تجارب و درسهای زیادی آموختم که با شما به اشتراک میزارم

تغییر در سال آخر دبیرستان و رتبه ۸۸۸ کنکور ریاضی شدن

از زمانی که یادم میاد با توجه به شرایط سختی که در دوران کودکی و نوجوانی داشتم همیشه به دنبال این بودم که کار بزرگی انجام بدم و در زندگی آدمهای زیادی بخصوص خانوادم مفید و موثر باشم

در تابستان سال آخر دبیرستان یک روزکه به عنوان کارگر ساختمانی سر کار رفته بودم، شرایطی پیش آمد که باید جای

سه نفر کار میکردم و اینکار  بقدری سخت بود که ده دقیقه مانده به پایان کار بدون اینکه دستمزدم رو بگیرم محل کار را ترک کردم و قسم خوردم دیگه هیچ وقت کارگری نکنم

اون روزها خواسته‌ام این بود که  یک زندگی خیلی خوب برای خودم وخانواده‌ام بسازم

و راه رسیدن به رویاهام را در یک مهندس خیلی خوب شدن میدیدم و تصمیم گرفتم جدی درس بخونم و به دانشگاه برم و یک مهندس قوی و توانمند بشم و اینکار را انجام دادم و رتبه ۸۸۸ کنکور شدم ولی با توجه به اتفاق عجیبی که در انتخاب رشته‌ام افتاد، رفتم دانشگاه گیلان (دانشکده فنی مهندسی شرق گیلان ) که مهندس عمران بشم و به رویاهام برسم

 

نفر اول رشته مهندسی عمران دانشگاه گیلان و رتبه ۴۷ کنکور کارشناسی ارشد مهندسی عمران

نفر اول رشته مهندسی عمران دانشگاه گیلان ۹۲ ـ ۹۶

در دوران لیسانس وقتی دانشگاه گیلان بودم در کنار درس خواندن، استاد حل تمرین دروس مختلف بودم و در کارهای فوق برنامه (مثل: دبیری انجمن علمی، برگزاری اردو و مراسمات مختلف توی دانشکده ) حضور فعال داشتم (این فعالیت ها در رشد من تاثیر بسزایی داشتند) و علاوه براین برای کاهش فشار مالی که روی خانواده‌ام بود و تامین بخشی از هزینه های تحصیل و زندگی دانشجویی، برای همکلاسی‌هایم و دیگر دانشجوها کلاس‌های خصوص برگزار میکردم وهمچنین به عنوان نماینده فروش بیمه های عمر وتامین آتیه پاسارگاد هم کار میکردم

و با وجود همه اینها به لطف خدا شاگرد اول شدم و در سال آخر دوران لیسانس با راهنمایی اساتیدم و الهام گرفتن از رویا و هدفی که برای خودم ساخته بودم( همیشه میخواستم یک آدم بزرگ بشم وزندگی خیلی خوبی برای خودم وخانواده ام بسازم) تصمیم گرفتم که برای کنکور کارشناسی ارشد درس بخونم و برم دانشگاه صنعتی شریف و روی مهندسی زلزله کارکنم تا با انجام کار بزرگی در زمینه کنترل زلزله و بهینه سازی ساختمانها بتونم خطر بزرگی که استان تهران و کشورمون ایران را تهدید میکند کاهش بدم و یا کنترل کنم و زندگی خیلی خوبی برای خودم وخانوادم بسازم

با این هدف برای کنکور درس خوندم و بین حدود ۴۰۰۰۰  نفر رتبه ۴۷ کنکور ارشد سال ۹۶ شدم  و با کلی شور و شوق رفتم دانشگاه صنعتی شریف که کارهای بزرگی انجام بدم

کارشناسی ارشد مهندسی عمران ـ زلزله و انصراف از دانشگاه صنعتی شریف

دانشگاه صنعتی شریف

با کلی شور و شوق رفتم دانشگاه صنعتی شریف که کارهای بزرگی انجام بدم

ولی بعد از گذشتن حدود یک ترم از دانشگاه و تلاش برای تشکیل تیم و کار روی هدفی که داشتم دیدم شرایط با چیزی که من فکرمیکردم خیلی فرق داره و به این نتیجه رسیدم هدفی که برای خودم گذاشتم، تصویر نادرستی از رویای اصلیم بوده و من اصلا آدمی نیستم که روزی ۸-۱۰ ساعت پشت کامپیوتر بشینم و در زمینه مهندسی عمران و زلزله تحقیق و طراحی کنم ، کار با انسانها رو خیلی بیشتر از کارهای مهندسی دوست داشتم

در اون حین در کرمانشاه و سرپل ذهاب زلزله آمد

بعداز حادثه زلزله کرمانشاه و دیدن ضعفهای سازه ای ساختمانهای تخریب شده ، که نشات گرفته از کم کاری و رعایت نکردن حداقل موارد ممکن مهندسی و معماری در ساخت و ساز بناها بود، متوجه شدم که این ضعفهای و حوادث ناگوار بیشتر از این که نشانه ضعف مهندسی باشه نشانه ضعف مدیریتی ، فرهنگی و اخلاقی افراد فعال در آن پروژه ها است

بزرگترین درسی که این اتفاق برای من داشت این بود که فهمیدم قبل از اینکه ساختمانهای آهنی و بتنی نیاز به بازسازی داشته باشند این آدم ها هستند که باید ساخته بشوند و یادبگیرند درست زندگی کنند و از زندگی سالم و شرافتمندانه درکنارهم لذت ببرند.

این نشانه بزرگی برای من بود و مثل پتکی بزرگ بر سرمن کوبید و گفت که چیزی که تو میخوای در این مسیری که انتخاب کردی نیست و باید تغییرش بدی چون در این مسیر نه علاقه و اشتیاق درونیت ارضاع میشه و نه با این کار میتونی به رویاهای بزرگت برسی، پس به خودم گفتم:

با شجاعت تغییرش بده و برو دنبال رویاهات و تا خدای مهربون رو داری از هیچی نترس

حالا من بودم و تاولِ پاهام که باید بهشون میگفتم این مسیر طولانی که آمدیم اشتباه بوده و باید یه مسیر دیگه را بریم

دوره یکساله کارآفرینی ناب و راه اندازی استارتاپ گردشگری

اما واقعا کدام مسیر را باید رفت؟؟؟

در روزهایی که به دنبال پیدا کردن رسالتم ومسیری که منو به رضایت درونی و موفقیت واقعی و موثر و الهام بخش بودن برای اطرافیان و جامعه ام برسونه بودم

زمینه های شغلی مختلف و رویدادهای زیادی رو تجربه کردم

در دوره راه اندازی کسب وکار نوپا ( Bootstrapped Lean Startup )   در دانشگاه شریف شرکت کردم تا بتوانم علاوه بریادگیری علوم مرتبط با کسب و کار مثل بازاریابی، فروش، برندینگ و….. با محیط کسب و کار ها و افراد جدید آشنا شوم و کسب و کارهای مختلف را از نزدیک ببینم تا بهتر بتوانم مسیر آینده‌ام را انتخاب کنم
با توجه به تجربه‌ای که در دوران لیسانس در استان گیلان به دست آورده بودم و علاقه و ایده‌هایی که در زمینه گردشگری داشتم و پیگیری هایی که در طی دوره آموزشی انجام دادم بادوستان زیادی آشنا شدم که در زمینه گردشگری فعالیت میکردند بعداز همفکری با این عزیزان، با یکی  از این دوستان جدید برای راه اندازی استارتاپی در زمینه گردشگری اقداماتی انجام دادیم و در قالب تیم تورتال حدود شش ماه روی تشکیل و تقویت تیم، ساخت  پلتفرم و… کار کردیم ولی بعداز یک مدت به دلیل عدم وجود تجربه و آگاهی کافی و مسائلی که بوجود آمد همکاریمون به پایان رسید و من دوباره بیشتر تمرکزم را روی یادگیری گذاشتم تا با رشد خودم بتوانم در تجربیات بعدی بهتر عمل کنم

این تجربه هر چند برای من منفعت مالی مناسبی نداشت ولی از این تجربه درسهای زیادی گرفتم که در ادامه مسیر زندگی حتما بهم کمک میکند

کارآموزی و همکاری با شرکت بانیک و مشاوره دادن به کسب‌وکارها

شرکت بانیک

در اواخر دوره BLS بودیم که با استاد بهنود الله‌وردی نیک در کلاس پرسونال برندینگ آشنا شدم و به لطف خدا و کمک ایشون به مسیری که میخواستم نزدیکتر شدم بطوریکه در دوره ماتریس (تربیت مشاور و  جنرالیست کسب و کار ) در شرکت بانیک بورسیه شدم و در کنار استاد و دیگرمنتورها و همکاران هر روز مطالب بیشتری یاد میگرفتم و آموخته‌ها و مطالعات قبلیم را در تجربیات عملی و کار روی پروژه های واقعی زیر نظر اساتید منتورها تکمیل و گاها بازسازی میکردم

خدارو شکر بعداز دوره  یکساله ماتریس به جایی رسیدم که در شرکت بانیک با استاد و دیگر همکاران که هرکدام در کار خود قوی و کاربلد بودند همکاری میکردم

و در کنار آن به چندتا از کسب و کارها و دوستانی که میخواستند کسب و کار جدیدی راه اندازی کنند مشاوره و کمک میدادم و خداروشکر از این کارم راضی بودم و در کنارش سعی میکردم هرروز مطالب جدیدی یاد بگیرم و رشد کنم تا بهتر بتوانم به دیگران کمک کنم

 

رتبه ۷ کنکور ارشد مدیریت ـ کارآفرینی و رفتن به دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران

در اسفند سال 97  بعداز کلی بررسی رشته های MBA  و روانشناسی و….. رشته کارآفرینی رسیدم، رشته‌ای که بیشتر از بقیه رشته ها میتونست منو راضی کنه

و تصمیم گرفتم تحصیلات دانشگاهیم را در کارشناسی ارشد رشته مدیریت – کارآفرینی ادامه بدم

پس حجم  کارهام را کم کردم  و در طی دوماه مانده به کنکور با مشورت گرفتن از اساتید و رتبه های برتر سالهای گذشته درس خواندن را هوشمندانه و با تمرکز شروع کردم  خوب پیش رفتم و عقب افتادن کنکور ارشد سال ۹۸  از اردیبهشت به خراداد باعث شد فرصت بیشتری برای مطالعه داشته باشم و به لطف خدا در کنکور شرکت کنم و بین حدود ۴۰ هزار نفر رتبه ۷ بشم و برم دانشکده کار آفرینی دانشگاه تهران (اولین پانشکده کارآفرینی خاورمیانه)، الان در کنار کارم به تحصیلات دانشگاهیم در محیط خوب و صمیمی دانشکده کارآفرینی ادامه می‌دهم. این داستان مسیر زندگی من تا اوایل زمستان سال 98 بود

در این مسیر دوستان زیادی پیدا کردم

و با اساتید زیادی مشورت کردم و ازشون یاد گرفتم و هرکدومشون در پیدا کردن مسیرم به اندازه خودشون نقش داشتن و بابت این ازشون یه دنیا ممنونم. در طی این مسیر خداوند مهربون به من خیلی لطف کرد و آدمها وشرایط خوبی را سر راهم قرار داد و دوستان ارزشمند زیادی پیدا کردم و بابت این هزاران بار شاکر و قدردان نعماتش هستم و خواهم بود

یکی از هدیه هایی که این تجربه‌ها برای من داشت این بود که:

تجربه ابهام و سختیهای مسیر و نبودن یک مرجع مناسب و شخصی که بابررسی جنبه های مختلف و استفاده از تجربه و دانشش، منو در کشف رسالتم کمک، همراهی و کوچ کنه تا مسیرهای مناسبم رو شناسایی و ارزیابی کرده و بهترینش رو انتخاب کنم ،با اشتیاق درونیم برای موثر و الهام بخش بودن در زندگی دیگران همراه شد

و منو به مسیری برد که با به دست آوردن دانش، مهارت وبینش لازم (در نتیجه ساعتها آموزش دیدن، مطالعه کردن ومصاحبه و مشورت با افراد موفق وکسایی که مسیرشون رو تغییر دادن ) وبه کاربستن آنها در زندگی خودم

به همون مربی ومدرسی که خودم نیاز داشتم تبدیل بشم و کمک کنم تا دیگران راحتتر ازمن و با آگاهی و ایمان بیشتر برن دنبال رسالتشون و زندگی رو که واقعا میخوان زندگی کنند نه زندگی که دیگران براشون میخوان

و خدارو شکر به لطف خدا تا الان به دهها نفر در این زمینه کمک کردم و ایشالله از این به بعد تعداد این آدمها و افرادی که با رسالتشون زندگی میکنند بیشتر و بیشتر میشه

2 دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد ضروری ستاره زده شده اند *